سی دی پازل

همه با بازی پازل آشنایی دارتد.پازل یک وسیله بازی است که قطعات آن تکه تکه است که باید آن قطعات به آرامی سر جای خودش قرار گیرد و در نهایت یک شکلی پدید آید.قطعات را باید از روی شواهد مثلا از روی رنگ یا شکل آن تعیین کنیم تا شکل کامل شود.انسانها هم اینگونه هستند ،قطعات پراکنده مانند افکار ماست.کل زندگی ما هم یک پازل است و ما بازیگر آن هستیم و ما با توجه به ظرفیت هایمان نقش های مختلی گرفته ایم.زندگی ما از یک دیدگاه خیلی جدی است و از یک دیدگاه جدی نیست ،یعنی هم سخت است و هم سهل ،هم پیچیده است و هم ساده.زمانی که ما به پشت سر خود نگاه می کنیم ،می بینیم که گذشته ما یک بازی بوده ،اما یک بازی کاملا جدی که اگر در این بازی خوب عمل نکنیم زندگیمان سیاه می شود.


متن کامل - کلیک کنید

ادامه نوشته

سی دی شکل گیری نیروها (جناب امین دژاکام)

هر موجودی را که خداوند آفریده در وجودش نیروهایی قرار داده است نیروهایی که ما بسیاری از آنها را هنوز نمی شناسیم چه در قسمت آشکار و چه در قسمت پنهان.نیروی آشکار مثل نیروی دیدن، نیروی شنیدن و نیروی پنهان مثل نیروی تفکر،نیروی تعادل،نیروی محبت همه اینها نیرو هستند و مجموعه این نیروها به انسان توانایی را می دهد که از تمام موجودات از لحاظ توانمندی در راس قرار گیرد.حال زمانی که تاریکی به وجود می آید باعث می شود نیروهایی که تحت امر انسان است و به انسان اختیار می دهد از دستش خارج شود

مهمترین مسئله ای که در مورد انسان مطرح می شود اختیار است که این اصل در حیوانات وجود ندارد.حیوان هم دارای عقل است زمانی که بوی غذا به مشامش می رسد یرای به دست آوردن غذا تفکر می کند که چگونه حیوانی را شکار کند از چه راهی کجا مخفی شود تمام این مسائل در قسمت عقل حیوان اتفاق می افتد ولی در انسان اینگونه نیست زمانی که مادری تا سر حد مرگ گرسنه است زمانی که غذا بدست می آورد ممکن است آن را به فرزندش بدهد(نیروی محبت) و خودش از آن غذا استفاده نکند پس یکی از مسائلی که انسان را از حیوان متمایز می کند قدرت انتخاب و اختیار است

متن كامل - كليك كنيد

ادامه نوشته

سی دی،لنگر کشتی را بکشید(جناب مهندس دژاکام)

گاهی از اوقات ما یک تصمیم را در یک شرایط ایده آل و عالی می گیریم، یا به تعبیر دیگر ما در یک سیستم و شرایطی فرمانروایی می کنیم که همه چیز ایده آل است و هیچ مشکلی برای تصمیم گیری وجود ندارد که این کار بسیار آسان و سهل است پس فرمانروایی بر یک سیستم پایدار کار بسیار راحتیست و همه قادر به انجام آن هستند.گاهی اوقات ما یک سیستمی را باید فرمانروایی کنیم که از هر طرف بحران وجود دارد و باید آن را به گونه ای مدیریت کنیم تا آن شرایط خاص به شرایط عادی بازگردد.پس مدیریت به دو بخش تقسیم می شود یک مدیریت بر یک سیستم پایدار ،دو مدیریت بر یک سیستم ناپایدار

در جهان امروز مسئله ای مطرح می شود به نام مدیریت بحران،یعنی تصمیم گیری و مدیریت در شرایط سخت و بحرانی؛به طور مثال وقتی در شهری زلزله رخ می دهد آن شهر وارد شرایط بحرانی می شود یعنی آن شهرگاز ندارد،آب ندارد، خانه ها تخریب شده است و هزاران مشکلات دیگرکه باید تلاش کرد تا آن شهر به وضعیت عادی برگردد.ما در کنگره یک سیستم بحرانی داریم زیرا همه افراد و اعضاء و خانواده های آنان در شرایط سخت و بحرانی هستند


متن كامل - كليك كنيد

ادامه نوشته

سی دی,چرا می آییم؟(جناب مهندس دژاکام)

 مطالب این سی دی آموزشی به چهار قسمت تقسیم می شود1.مشکلات- 2.ناخالصیها- 3.پاداش الهی- 4.قدرت تشخیص بین خوب و بد

یک (مشکلات): همه انسانها، وقتی پا به جهان هستی می گذارند و یا از مادر متولد می شوند تنها هستند.انسانها زمانی که به دنیا پای می گذارند در ابتدا خودشان را می شناسند و از علایق خود آگاه می شوند به عنوان مثال در ابتدا دست و پای خودشان را می شناسند و یا از خلقیات خودشان آگاه می شوند و بعد از این مرحله به جمع ورود پیدا می کنند و درجمع به مفهوم مهربانی و عشق دست پیدا می کند پس یادمان نرود زندگی انفرادی هیچ مفهومی ندارد

مسئله مهم در زندگی تمام انسانها این است که بیشترین بهره را از حیات خود کسب کنند.حال در زمان حیات، ما با مشکلاتی روبرو می شویم که باید آنها را حل کنیم.باید دانست که این مشکلات ضروری و اجتناب ناپذیر است ما نمی توانیم در حیات بشری ،انسانی را پیدا کنیم که از مشکلات مبرا باشد و نکته حائز اهمیت این است که ما در این مقوله به توانایی دست پیدا کنیم که بتوانیم از سد مشکلات عبور کنیم.پس باید در نظر داشت که اگر کسی در زندگی هیچ مشکلی نداشته باشد آن زندگی برایش هیچ مفهومی نخواهد داشت و ما باید به این مسئله ایمان بیاوریم که مشکلات در زندگی، لعنت خداوند نیست چه بسا بعضی از مشکلات رحمت خداست

ادامه نوشته

سی دی,از کار انداختن نقاط حساس

ما در زمان استفاده از مواد مخدر آرام آرام به خواب می رویم و ما این مسئله را به سرما تشبیه می کنیم که اعضای بدن و نیروی انسانی پس از مدتی بی حس می شوند و توانایی خود را از دست می دهند.حال وقتی که ما سفر تدریجی را آغاز می کنیم این نیروها آرام آرام بیدار می شوند.زمانی که ما مواد مصرف می کنیم در حالت بی حسی و کرختی فرو می رویم و زمان سفر این کرختی از بین می رود و نیروها کم کم شروع به فعالیت می کنند.حال سخن ما این است که وقتی این نیروها بیدار می شوند چگونه باید آنها را مهار کرد و یا در بعضی از مواقع چگونه آنها را کامل از کار انداخت البته باید در نظر داشت که این مسئله فقط مخصوص یک آدم مصرف کننده نیست بلکه ممکن است که یک فرد سالم هم نیروهای مخربی در خود داشته باشد که باید این نیروها را از کار بیندازد

در وحله اول باید دانست که از کار انداختن نقاط حساس کار ساده ای نیست بلکه کار سخت و پیچیده ای است .برای مثال اگر نقطه حساس شخصی حسادت باشد و اگر تصمیم به از کار انداختن این تقطه بگیرد باید بداند که کار سختی پیش رو دارد مثل نقاط حساس در مورد اعتیاد آیا از کار انداختن نیروی مخرب مخدر کار آسانیست پس برای رسیدن به این مهم باید تلاش بسیار کرد

ادامه نوشته

سی دی,از فرمانبرداری تا فرماندهی

 

این مطلب (از فرمانبرداری تا فرماندهی) به صورت یک قانون است یعنی اگر کسی بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد شرط لازم آن این است که فرمانبرداری را بصورت کامل انجام دهد.اکثر اوقات وقتی اسم فرماندهی به گوش ما می خورد فوری یاد فرمانده نظامی و نظم و غیره می افتیم ولی اصل موضوع چنین نیست.فرماندهی هم می تواند صور آشکار داشته باشد هم صور پنهان.صور پنهان یعنی فرمان دادن به قسمت درون مانند فرمان دادن به دست برای بلند کردن شیئی یا فرمان دادن به چشم برای نگاه کردن به چیزی و به این صورت بدن هم از ما تبعیت می کند

حال این فرمان دادن در زمان اعتیاد چگونه بود و ما این مسئله را کاملا درک می کنیم.زمانی که یک فرد سالم فرماندهی جسم خود را در اختیار دارد به این معنی که هر وقت اراده کند می تواند بخوابد یا هر چیزی که می خواهد می تواند به راحتی میل کند.حالا کمی تفکر کنیم آیا در زمان اعتیاد هم به این صورت بود می توانستیم به راحتی و در هر وقت بخوابیم یا هر چیزی را که دلمان خواست بخوریم .زمانی که انسان دچار بیماری می شود این فرماندهی دچار اختلال می شود مثلا یک شخصی که بیماری قندی دارد نمی تواند به راحتی قند و شیرینی بخورد پس این شخص فرماندهی را در مورد این مسئله خاص از دست داده است.حال برای یک شخص معتاد این مسئله کاملا آشکار و قابل لمس می شود و متوجه می شود که خیلی از کارهایی که در گذشته برایش قابل اجرا بود دیگر برایش قابل اجرا نیست پس نتیجه می گیریم که فرماندهی صور پنهان جزو خواسته های وجودی انسان است و انسان ذاتا دوست دارد فرماندهی وجودی خود را بصورت کامل در اختیار داشته باشد

ادامه نوشته

سی دی مثلث تاریکی

 

یکی از مطالب و مباحثی که همواره برای ما خیلی مهم بوده حال خوش است.ما برای رسیدن به این مهم باید یک سری از مراحل را پشت سر بگذاریم که این مراحل دارای قوانین خاصی هستند .این مراحل عبارتند از جایگاه فعلی ما و خواست وتلاشی که ما برای رسیدن یه آن انجام می دهیم و این عمل دارای پارامتر زمان است.بیشتر انسان ها به دنبال رسیدن به حال خوش هستند ولی به دلیل اطلاع نداشتن از قوانین رسیدن به آن دچار مشکل می شوند و نه تنها به حال خوش نمی رسند بلکه گرفتار حال بد می شوند

زمانی انسان دچار سقوط می شود که به یک اندیشه برسد و به آن یقین پیدا کند این اندیشه تخریبگر این است که ما احساس برتری نسبت به انساها یا تمام موجودات داشته باشیم مانند ابلیس که در مقابل انسان سجده نکرد زیرا فکر می کرد که نسبت به انسان برتری دارد و این دلیل باعث سقوطش از بهشت گردید

ادامه نوشته

سی دی قضاوت

درقوانین فیزیک مبحثی وجود دارد به نام نیرو که این نیروها به چهار بخش تقسیم می شوند:نیروی جاذبه. نیروی جاذبه و دافعه الکتریکی .نیروی هسته ای قوی .نیروی هسته ای ضعیف .نیرو مساوی است با حس و همین حس باعث حرکت می شود و بابد دانست که این نیروها هم قوانینی دارند یعنی اگر بخواهیم نیرو داشته باشیم حتما باید دو قطب وجود داشته باشد قطب منفی و قطب مثبت پس برای به وجودآمدن نیرو باید هر دو قطب وجود داشته باشد.پس در درمان اعتیاد باید ناخالصی ها بر طرف شود و کم کم به صفر برسد.
اگر ما احساس خوبی به شخص یا محیط  پیدا می کنیم علت این است که آن شخص یا محیط یک میدان خوبی در اطراف خود دارد و در درون ما هم یک نیروی جاذبه وجود دارد که این نیرو با نیروی بیرونی  کنار هم قرار می گیرند و به این صورت یک حس خوب بوجود می آید و اگر این نیرو در درون ما وجود نداشته باشد وقتی در آن محیط قرار می گیریم هیچ حس خوبی به ما دست نمیدهد.حال اگر ما یک فردی را می بینیم و حس نفرت به آن شخص پیدا می کنیم این ویزگی بد که در شخص مقابل است در خود ما هم است به این دلیل است که احساس بدی به ما دست می دهد.ممکن است این صفات به صورت آشکارباشد یا پنهان اگر پنهان باشد باید خودمان آن را شناسایی کنیم و برای درمانش کوشش کنیم.

ادامه نوشته

سی دی ترس


اصولا ترس زمانی که در انسان ریشه و قدرت پیدا می کند باعث میشود آن شخص فلج شود وتوان حرکت را از انسان می گیرد و اگر هم بتواند حرکت کند عملش تحت شعاع ترس قرار می گیرد و آن عمل را ناقص می کند.باید دانست ترس همیشه همراه انسان است و اگر با ترس به سمت هدف خود حرکت کنیم در مسیر حرکت ترس ما تشدید می شود و باعث تخریب آن هدف می شود.

ادامه نوشته

سی دی ارتباط


در جهان بینی ما مبحثی داریم به نام جهان بینی درون و جهان بینی برون جهان بیتی درون مثل عقل.حس.نفس وجهان بینی برون مثل ارتباط ترس منیت و غیره ...غیر از جهان بینی درون باید به جهان بینی بیرون هم اهمیت داد تا به موازات یکدیگر برای درمان هر دو مورد تلاش کرد.حال به مبحث ارتباط می پردازیم اصولا ما انسانها افرادی تنها و منفرد نیستیم و به صورت تنها آفریده نشدیمباید دانست که ما انسانها موجودات اجتماعی هستیم و تمام مسائل در جمع برایمان اتفاق می افتد و باید توجه داشت که تکامل انسانها در جمع صورت می گیرد.

ادامه نوشته

سی دی نقض فرمان


باید بدانیم که نقطه ورود به تاریکی ها شرک است و زمانی که انسان مرتکب شرک می شود نقض فرمان کرده است.حال با مثالی توضیح می دهیم.حضرت ابراهیم و حضرت آدم که این دو درست در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند حضرت ابراهیم با وجود تمام آزمایشهای دشواری که انجام داد در تمام آنها موفق بود و امر خداوند را اجرا کرد. ولی حضرت آدم دستور خداوند را اجرا نکرد و آن چیزی که از او منع شده بود را انجام داد و نقض فرمان کرد و از آسمان به زمین فرستاده شد

خداوند به بزرگان و دانشمندان و پیامبران هیچ پوونی نداده است فقط با یک فرق بزرگ آنها نسبت به بقیه انسانها تمایز دارند و آن آزمایشات بسیارسخت و دشواری است که آنها از سوی خداوند با وپموفقیت انجام داده اند .حال کمی در مورد شرک صحبت می کنیم باید دانست که مجوز ورود به جهنم شرک است مهمترین اثری که شرک بر انسان می گذارد این است که اختیار را از انسان سلب می کند .حال ممکن است سوالی در ذهن ما ایجاد شود که چه عاملی باعث می شود که انسان دچار شرک شود؟

ادامه نوشته

سی دی تفکر و تحلیل روشهای غلط درمان

 

درابتدا کمی در مورد تفکر و افکار و تفاوت بین آن دو صحبت می کنیم و اگر بتوانیم این دو را از هم جدا کنیم کارمان بسیار راحت می شود

تفکر به معنی حرکت از مجهول به معلوم است یا حرکت از یک مبدآ به مبدآ دیگر.تفکر یک حرکت منسجم و متمرکز است مانند شعاع نوری که در یک راستا حرکت می کند مثل نور لیزر یا ذره بین که در یکجا تمرکز دارد ولی افکار بدین شکل نیست .افکار مانند نوری است که در تمام جهات پخش می شود و فاقد انسجام و تمرکر است.در تفکر همه چیز به هم مربوطند و به یکدیگر متکی هستندو رابطه علت و معلول بین آنها وجود دارد ولی در افکار به این صورت نیست آنها تعدادی خواسته هستند که به صورت جداگانه عمل می کنند.در تفکر مابرای حل کردن مسئله ایی که برایمان به وجود آمده است از حس استفاده می کنیم ولی در افکار آنها ما را با خودشان می برند و باعث سکون می شوند

تفکر یک کمیتی است که دارای جهت است می تواند در جهت مثبت باشد یا در جهت منفی.ما در کنگره سعی می کنیم درست فکر کردن را یاد بگیریم.حال سوالی که برای ما مطرح می شود این است که انحراف در تفکرات ما به چه صورت انجام می شود؟

ادامه نوشته

سی دی بازتاب

دما در کره زمین به مسائل مختلفی بستگی دارد یکی از آنها خورشید است اصولا گرما از تایش خورشید به وجود می آید و یکی از دلایلی که قطب را بسیار سردتر از نقاط دیگر می کند این است که خورشید در آنجا کمتر تابش می کند پس نتیچه می گیریم منبع اصلی انرژی در زمین خورشید است.زمانی که نور خورشید بر جسمی می تابد دو حالت برایش اتفاق می افتد یا آن نور جذب می شود و یا آن منعکس می شود.

حال دو کوه اورست و دماوند را در نظر بگیرید همه می دانیم که کوه اورست از قله دماوند بزرگتر است و ارتفاعش بلندتر از قله دماوند است و چون بلندتر است طبعا باید سردتر هم باشد ولی اینگونه نیست قله دماوند سردتر از کوه اورست است.دلیل این امر به خاطر رشته کوههای اطراف کوه اورست است

ادامه نوشته