سی دی ترس
اصولا ترس زمانی که در انسان ریشه و قدرت پیدا می کند باعث میشود آن شخص فلج شود وتوان حرکت را از انسان می گیرد و اگر هم بتواند حرکت کند عملش تحت شعاع ترس قرار می گیرد و آن عمل را ناقص می کند.باید دانست ترس همیشه همراه انسان است و اگر با ترس به سمت هدف خود حرکت کنیم در مسیر حرکت ترس ما تشدید می شود و باعث تخریب آن هدف می شود.
ترس همیشه همراه انسان است ولی به این نکته باید توجه کرد که این ترس ها برای ما درس هایی بشود در آینده تا ما بتوانیم با آن روبرو شویم.ترس ها را می توان به دو قسمت تقسیم کرد یکی ترس های بازدارنده یا تخریب کننده و دومی ترس های نگهدارنده .ترس های بازدارنده انسان را از رسیدن به هدفش باز میدارد یا جلوگیری میکند ولی ترس های نگهدارنده انسان را حفظ می کند و باعث ایمنی انسان میشود.حالا برای ما این سؤال مطرح میشود که ترس چگونه به وجود می آید .باید دانست که ترس همیشه در زمان انجام کار یا فعلی به وجود می آید و توان حرکت را از انسان می گیرد مثل کنکور دادن یا تست برای استخدام وغیره...
برای انجام هر کاری احتیاج به توان ویا پتانسیلی میباشد و حالا باید توجه کرد که آیا این توان و پتانسیل در اختیار خود انسان است یا نه .این پتانسیل در شرایط مختلف فرق می کند مثل ورزش وزنه برداری شخصی در رکوردهای شخصی خود مثلا می تواند 200 کیلو را بالای سر ببرد ولی در روز مسابقه به علت ترسی که در وجودش است نمیتواند رکورد خود را بزند 150 کیلو را هم به زحمت بالای سر می برد.
پس ما باید بدانیم که هیچکدام از نیروها و توانی که در اختیار داریم قابل اطمینان نیست ودر شرایط مختلف متغیر میباشد .همیشه در زمان انجام کار ما یک نیروی درونی داریم و یک نیروی بیرونی یا اینطور بگییم ما در انجام کار یک عامل درونی داریم و یک عامل بیرونی.اگر انسان بتواند با نیروی درونی خود بر نیروی بیرونی خود غلبه کند توان انجام آن کار را پیدا میکند و اگر انسن به این توان برسد می توان گفت که دیگر ترسی وجود ندارد.باید دانست که ترس ها جلوی رشد انسان را می گیرد و مانع از پیشرفت انسان می شود .
برای از بین بردن ترس انسان یا باید بیخیال آن چیزی که به آن علاقه دارد بشود که در این صورت ترس از بین نمیرود بلکه تشدید هم می شود و یا با آن روبرو شود .ما باید این را بدانیم که تکامل انسان با روبرو شدن با ترس هایش به وجود می آید.ترس ها هیچ گاه به تنهایی بروز پیدا نمی کنند ترس ها همواره با خشم و نفرت به وجود می آیند و هرکس که ترس دارد قطعا در وجودش خشم و نفرت هم وجود دارد یعنی وقتی انسان با روبرو شدن از بعضی مسائل هراس دارد بدین معنیست که با روبرو شدن از بعضی از مسائل هم به شدت خشمگین میشود چون این ترس در انسان باعث محرومیت میشودیعنی وقتی از چیزی می ترسیم باعث میشود که از آن محروم شویم ویا آن را از دست بدهیم و بعد از محروم شدن خشم به وجود می آید.
پس فهمیدیم که ترس و خشم رابطه کاملا مستقیم با هم دارند و به صورت مکمل یمدیگر عمل می کنند .اگر خشم را پرورش دهیم به موازات آن ترس را هم افزایش میدهیم و بالعکس.پس نکته مهم اینجاست که کلید حل ترس خود ترس نیست بلکه خشم است.پس باید تفکر کنیم و برای از بین بردن ترس جهان بینی خودمان را بالا ببریم تا بتوانیم به آرامی خشم و نفرت را از خودمان دور کنیم.باید توجه داشت که ترس خشم را می پوشاند و بالعکس خشم ترس را.پس ترس و خشم می توانند همدیگر را خنثی کنند همانطور که میتونند از یکدیگر قدرت بگیرند و نیرومند شوند.با از بین بردن خشم و نفرت بسیاری از خلاقیت ها و استعدادهای انسان شکوفا می شود زیرا ترس و خشم نمی گذارند که انسان خلاقیتهای خود را به فعل درآورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16:46 توسط مجيد بسطامي
|
این وبلاگ جزء گروه وبلاگ نویسان کنگره 60 در نمایندگی فلاح می باشد و تلاش می کند حرفهایی تازه و جدیدی را برای پیشگیری ,آموزش ,مهار و درمان اعتیاد ارائه دهد.با امید به محقق شدن این هدف