باید بدانیم که نقطه ورود به تاریکی ها شرک است و زمانی که انسان مرتکب شرک می شود نقض فرمان کرده است.حال با مثالی توضیح می دهیم.حضرت ابراهیم و حضرت آدم که این دو درست در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند حضرت ابراهیم با وجود تمام آزمایشهای دشواری که انجام داد در تمام آنها موفق بود و امر خداوند را اجرا کرد. ولی حضرت آدم دستور خداوند را اجرا نکرد و آن چیزی که از او منع شده بود را انجام داد و نقض فرمان کرد و از آسمان به زمین فرستاده شد

خداوند به بزرگان و دانشمندان و پیامبران هیچ پوونی نداده است فقط با یک فرق بزرگ آنها نسبت به بقیه انسانها تمایز دارند و آن آزمایشات بسیارسخت و دشواری است که آنها از سوی خداوند با وپموفقیت انجام داده اند .حال کمی در مورد شرک صحبت می کنیم باید دانست که مجوز ورود به جهنم شرک است مهمترین اثری که شرک بر انسان می گذارد این است که اختیار را از انسان سلب می کند .حال ممکن است سوالی در ذهن ما ایجاد شود که چه عاملی باعث می شود که انسان دچار شرک شود؟

 این سوال تنها یک جواب دارد و آن کسب قدرت است زمانی که انسان دچار شرک می شود و نافرمانی می کند با نیروهای منفی پیمان می بندد و در عوض نیروهای منفی به آن فرد قدرت هدیه می کنند پس یکی از مزیت های شرک کسب قدرت است.باید دانست که نقطه مقابل قدرت عشق و محبت است و با بالا بردن محبت در درون خود می توان قدرت کاذب را پایین آورد

در زندگی دو قانون اساسی وجود دارد یکی قانون شیاطین و دیگری قانون الهی.حال مثالی در مورد قانون شیاطین می زنیم قبل از اینکه کسی را بتوانی تحت اختیار خود بگیری اول باید خودت تحت اختیارنیروهای منفی باشی.قبل از اینکه کسی را تسخیر کنی اول باید خودت توسط شیاطین تسخیر شده باشی..مثالی از قانون الهی اگر می خواهی کسی را درمان کنی یا آزاد کنی یا شفا دهی اول باید خودت آزاد شده باشی و یا شفا پیدا کرده باشی

ما در کنگره مبحثی داریم که باید در سفر دوم محقق شود یعنی همان شناخت خود .منظور از شناخت خود یعنی اینکه اختیاراتی که طی مدتها توسط مواد مخدر از انسان گرفته شده است دوباره در اختیار انسان برگردد پس نتیجه می گیریم اعتیاد هم یک نوع شرک است زیرا انسان را تسخیر و اختیار رااز عقل می گیرد.هر چیزی که فرمان عقل و فرمان اختیار انسان را از دستش خارج کند شرک است.

تفاوتی بین انسانهایی که در تاریکی هستند و انسانهایی که در روشنایی هستند وجود دارد.اصولا انسانهایی که در تاریکی هستند فقط یک چیز برایشان مهم است و آن کسب انرژیست نه چیز دیگر ولی انسانهایی که در روشنایی هستند انرژی برایشان حرف اول را نمی زند و مسئله مهمتری برایشان وجود دارد و آن ظرفیت دانایی و دانستن بیشتر است.انسانهایی که در تاریکی هستند مانند میکروب هستند و فقط و فقط انرژی برایشان مهم است و به هیچ چیز دیگر اهمیت نمی دهند

نقض فرمان به دو صورت انجام می شود یکی به صورت آگاهانه و یکی به صورت ناآگاهانه کسانی که بصورت آگاهانه نقض فرمان می کنند باید بهای سنگینی را بپردازند و در کلا الله گفته شده که این انسانها دچار عذاب سختی می شوند

نوشته شده توسط مجید