مصاحبه با مسافر هادی

از هادی عزیز خواهش می کنم خودشان را معرفی کنند؟ سلام دوستان هادی هستم یک مسافر .آنتی ایکس مصرفی شیشه .8 ماهه سفر می کنم.رشته ورزشی فوتسال راهنما آقای محمد افرازه .مقدار مصرف فعلی روزانه 3 سی سی.بنده متولد سال 1357 .متاهل و دارای دو فرزند هستم.
از شما خواهش می کنم در مورد آشنایی خودتان با مواد مخدر کمی برایمان صحبت کنید؟ حدود شش سال پیش با یکی از دوستانم که مدت زیادی مصرف کننده بود در مورد مواد جدیدی که خیلی در موردش می شنیدم سوال کردم که آن مواد شیشه بود. دوستم هم با فراغ بال برایم در مورد شیشه گفت او می گفت که شیشه بسیار انرژی زاست برای مسائل زناشویی هم خیلی مفید است من هم به دلیل جهلی که داشتم ازش تقاضا کردم که برای من هم کمی تهیه کنه.در اوایل راه ماهی یکبار مصرف می کردم ولی به قدری این ماده برایم خوشایند بود که بعد از مدت کوتاهی به هفته ای یک گرم رسید.دیگر باید قبل از هر کاری شیشه مصرف می کردم وبدون استفاده از شیشه هیچ کاری از دستم بر نمی آمد و تبدیل به یک فرد مصرف کننده دائمی شده بودم.
اولین موادی که مصرف کردید چه بود؟ اولین بار من در دوران مجردی تریاک مصرف می کردم ولی خوب خیلی ناچیزمصرف می کردم در آن زمان فقط در مواقع شادی مثل عروسی با دوستان به ظاهر دوست؛ کمی تریاک مصرف می کردم میشه گفت آن موقع من نامزد اعتیاد بودم.
اگر ممکن است از تاثیرات شیشه بر زندگی شخصیتان کمی برای ما توضیح دهید؟ راستش را بخواهید خیلی تلاش کردم که همسرم از این موضوع بویی نبرد ولی موفق نشدم و همسرم خیلی زود متوجه اعتیاد من شد.من دیگه اون هادی سابق نبودم آدم بسیار بد اخلاق و خشنی شده بودم دیگه نسبت به هیچ مسئله ای توجه نداشتم و زندگی برای من بی اهمیت شده بود.فکر می کردم هیچ کس از اعتیاد من خبر ندارد ولی سخت در اشتباه بودم همه خبر داشتند غیر از خودم.یادم میاد در آن زمان فکر می کردم همه مشکلات را خودم به تنهایی می توانم حل کنم و پیش خودم می گفتم توی خونه حرف اول وآخر را باید خودم بزنم بالاخره مردی گفتن. حالا فکر می کنم این هم یک نوع توهم بود.
آیا در زمان مصرفتان به ترک یا درمان هم فکر می کردید؟ بله ولی هیچ اعتقادی نداشتم که روشی وجود داشته باشد که بتواند مشکل من را حل کند. دوستانم را هم دیده بودم که ترکهای مداوم ولی بی نتیجه انجام می دادند و اصل مطلب اینکه فکر می کردم تا آخر عمر باید با یک شریک پر قدرت به نام شیشه سر کنم .
از آشنایی خودتان با کنگره کمی برایمان صحبت کنید؟ آشنایی من با کنگره(با کمی مکث)من مدتی بود که افسردگی شدید گرفته بودم از یک طرف آینده بچه هام از یک طرف خودم و همسرم، خیلی سخت بود .همسرم علاقه زیادی برای کمک کردن به من داشت یک روز همسرم یک مجله دستش بود که به من گفت اینجا نوشته میشه اعتیاد رو درمان کرد و به این ترتیب کنگره را به من پیشنهاد کرد و این مجله فتح بابی شد برای آشنایی من با کنگره.
اگر ممکنه در مورد سفرتان هم کمی توضیح دهید؟ روزهای اول وقتی صحبت های اعضاء کنگره را می شنیدم هیچ جیزی متوجه نمی شدم متاسفانه گاهی هم آموزشها را به سخره می گرفتم که البته این مسئله به دلیل ناآگاهی من بود.ولی حالا زندگی برایم رنگ و بوی تازه ای گرفته و دنیا برایم زیباتر شده و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم و این دیدگاه را مدیون کنگره هستم.
لطفا از جایگاه فعلی و جایگاه قبلی خودتان کمی توضیح دهید؟ در مورد جایگاه قبلیم که فکر نمی کنم اسمش جایگاه باشه انسان پا در هوا که جایگاهی ندارد ولی در مورد جایگاه فعلی خودم خیلی راضی هستم و مهمتر اینکه خانواده من هم از این بابت کاملا راضی هستند و آن تنشهای گذشته از بین رفته است.سالها بود که حریم شخصی من از بین رفته بود و الان در حال ساخت این حریم هستم و می خواهم یک در، برای حریم خودم بگذارم و هر کس را که دلم خواست راه بدم و هر کسی را که دلم نخواست به حریم خود راه ندهم.
چه عاملی باعث جذب شما به کنگره شد؟ من جواب این سوال شما را با یک جمله می دهم آنچه باوراست محبت است و آنجه نیست ظروف تهی است
و در آخر آرزوی شما و هدفتان برای آینده چیست؟ آرزوی من این است که همه دنیا با کنگره آشنا شوند تا دیگر افراد دنیا هم بتوانند از این موهبت استفاده کنند و هدفم اول رهای از مواد است و بعد رسیدن به درجه کمک راهنمایی.
با آرزوی موفقیت برای هادی عزیز
ویرایش و نوشته شده توسط مجید بسطامي
این وبلاگ جزء گروه وبلاگ نویسان کنگره 60 در نمایندگی فلاح می باشد و تلاش می کند حرفهایی تازه و جدیدی را برای پیشگیری ,آموزش ,مهار و درمان اعتیاد ارائه دهد.با امید به محقق شدن این هدف